الملا فتح الله الكاشاني

167

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

تا چهل سالگى ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخاً پس بعد از چهل سالگى باقى ميگذارد شما را تا ميگرديد پير وَ مِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى مِنْ قَبْلُ و برخى از شما آنكس است كه قبض روح او مىشود پيش از شيخوخيت وَ لِتَبْلُغُوا و نقل مىكند از سنى بسنى ديگر پيش از شيخوخية تا برسيد أَجَلًا مُسَمًّى بمدتى نام برده شده كه وقت موتست وَ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ و تا شايد كه تعقل كنيد در آفرينش خود در انتقال خود از هر درجه بدرجه و به اين عارف شويد به خالق خود . هُوَ الَّذِي او آنكس است كه بمحض قدرت خود يُحْيِي زنده ميگرداند شما را وَ يُمِيتُ و ميميراند فَإِذا قَضى أَمْراً پس چون حكم كند بامرى يعنى هرگاه كه اراده كند كه كارى پديد آورد از زنده گردانيدن و ميرانيدن و ساير مقدورات فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ پس جز اين نيست كه ميگويد مر آن امر را كُنْ باش فَيَكُونُ پس زود بباشد بلا تاخير يعنى تكوين آن مينمايد بدون احتياج بآلتى و مدتى و كلفتى چون قدرت ذاتيه موقوف به هيچ چيز نيست و چون كفار با وجود كثرت دلايل واضحه در مقام جدال و عناد بودند از اينجهت بعد از ذكر بينات در تهديد ايشان ميگويد كه . أَ لَمْ تَرَ آيا نمىبينى و نمينگرى إِلَى الَّذِينَ بسوى آنان كه يُجادِلُونَ جدال و نزاع ميكنند فِي آياتِ اللَّهِ در آيتهاى خداى كه حجج قرآنيه و ساير معجزات نبويه است أَنَّى يُصْرَفُونَ چگونه و بچه نوع برگردانيده ميشوند از تصديق كردن به آن با وجود وفور دلايل و آيات . الَّذِينَ كَذَّبُوا مجادلان آنانند كه تكذيب كردند و نگرويدند بِالْكِتابِ به قرآن وَ بِما أَرْسَلْنا بِهِ و به آنچه فرستاديم به آن چيز أَرْسَلْنا پيغمبران خود را از كتب و احكام شرايع فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ پس زود باشد كه بدانند عاقبت تكذيب و خاتمهء ناگرويدن را . إِذِ الْأَغْلالُ وقتى كه غلهاى آتشين فِي أَعْناقِهِمْ در گردن‌هاى ايشان باشد وَ السَّلاسِلُ يُسْحَبُونَ و زنجيرها در گردن كفار باشد در حالتى كه كشيده شوند به آن . فِي الْحَمِيمِ در آب جوشان يا بزنجيرهاى كشيده ميشوند در آبى بغايت گرم - وهب بن منبه از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كند كه حق تعالى در دوزخ ابرى سياه بيافريند و ايشانرا گويد شما را چه آرزو است ايشان گويند آرزوى آب سرد داريم حق تعالى ابر را امر كند كه بجاى باران غلها و سلسلها بر ايشان ببارد بندها بر سر بندهاى ايشان آيد و غلها آنگاه از آن ابر آتش ببارد و دوزخ گرم‌تر شود ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ بعد از آن در آتش دوزخ سوخته شوند . ثُمَّ قِيلَ لَهُمْ بعد از آن گفته